ابراهيم عاملي ( موثق )
513
تفسير عاملي ( فارسي )
« مُشْتَبِهاً وَغَيْرَ مُتَشابِه » 100 - ابو الفتوح نوشته است : چند قول گفتند در اين با يكديگر مانند و نمانند : قولى آن است كه بهرى با يكديگر ماند و بهرى نماند ، آنچه متشاكل و متجانس بود ، چو اعناب با اعناب و زيتون با زيتون و نار با نار به يكديگر ماند ، و آنكه از جنس يكديگر نبود با هم نماند ، و قولى ديگر آن است كه اين اجناس ، يك با يك نماند و اگرچه جنس يكى باشد ، نه بينى كه انگور چند گونه باشد بجنس و شكل و لون و طعم مختلف و نار همچنين ، و قولى ديگر آن است كه در شكل با هم مانند و در طعم با هم نمانند ، قولى ديگر آن است : در خلقت متشابهند و در حكمت نباشند . سخن ما : 1 - جمله ى « أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ » ظاهر معنى اين است كه شما را از يك موجود زنده آفريد ، و ممكن است اين گفتار مورد اعتراض منكرين قرآن و مردم معتقد باصول داروين بشود ، لكن جاى اعتراض نيست چون بر فرض درستى آن عقيده ، اين تعبير در آيه طورى است كه با هيچ عقيده اى مخالف نيست چون ممكن است آن موجود زنده كه ما را از آن آفريده همان آدم ابو البشر باشد چنان كه مفسّرين معنى كردهاند ، و ممكن است پيش از آنكه به صورت آدم درآيد جاندارى ديگر بوده است كه بتدريج به اين صورت درآمده است ، 2 - كلمات « فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ » بطورى كه نوشتيم چند معنى شده است ، و ممكن است بگوئيم پس از آنكه گفته شده است : شما را از يك موجود زنده آفريديم گفته شده : پس يك دسته مستقرّ است ، يعنى آن نفس آفريده داراى قرار است و بقا كه مراتب كمال ممكن خود را طى مىكند و در ملكوت اعلى مستقر ميماند ، و يك دسته مستودع است يعنى امانت آفريده شده است كه بحدّ كمال نميرسد و مستقر نميماند و نابود مىشود ، و اگر اين معنى را قبول كنيم مستلزم آن است كه آن نفوس غير مستقر زود گذر كه بكمال خود نميرسند و ميميرند ، نابود مىشود و حشر و معاد براى آنها نخواهد بود ، و ممكن است اين طور معنى كنيم : بعضى از اين آفريده ها در يك جا مستقر هستند و در شهر و آبادانى زندگى ميكنند ، و دسته ى ديگر مستودع و امانتوار هستند كه چادر نشين يا كوچ -